سیاهچاله ها
تعریف های کلی از یک سیاهچاله و موارد مربوط به آن:
سیاهچاله:ستاره ای رمبیده که گرانش سطحی آن به قدری شدید است که حتی نور هم نمی تواند از چنگ آن بگریزد. این دیگر ستاره به شمار نمی رود . آن را نه از روی زمین می توان مشاهده کرد و نه از هیچ سکوی دیگری . باز هم تنها اثر خارجی آن توانای اش به اعمال جاذبه گرانشی بر ماده است.(سیاهچاله یک جرم کاملا تاریک است.اما این که چگونه اختر شناسان چنین اجرامی را می یا بند راه های ساده ای دارد که در ادامه توضیح خواهم داد.)
افق رویداد:مرز یک سیاهچاله . در یک سیاهچاله غیر دوار افق رویداد (سطحی) کروی است که شعاع آن برابر با شعاع شوارتز شیلد سیاهچاله است. این سطح حدی را مشخص می کند که در آن سرعت گریز یک جرم رمبنده برابر با سرعت نور می شود و در نتیجه هیچ اطلاعاتی از آن نمی تواند به بیرون برسد.
تگینگی:براساس نسبیت عام جرم یک سیاهچاله به طور کامل در داخل ناحیهای با حجم صفر فشرده شدهاست. این ادعا بدین معناست که چگالی و گرانش این نقطه بی نهایت است.علاوه بر این خمیدگی فضا-زمان در این نقطه بی نهایت خواهد بود. این مقادیر بی نهایت باعث میشوند که بیشتر معادلات فیزیکی از جمله معادلات نسبیت کارایی خود را در مرکز سیاهچاله از دست بدهند. از اینرو فیزیک دانان این ناحیه بی نهایت چگال با حجم صفر در مرکز سیاهچاله را تکینگی مینامند.
تکینگی در یک سیاهچاله غیرباردار غیرچرخشی یک نقطهاست به عبارت دیگر ناحیهای است که طول عرض و ارتفاع آن صفر است.امادر مورد این تعریف تردیدهایی وجود دارد.براساس مکانیک کوانتومی هیچ جسمی نمیتواند دارای اندازه صفر باشد.بنابر تعریف مکانیک بلکه ناحیهای است که در آن مقادیر زیادی,کوانتومی مرکز یک سیاهچاله تکینگی نیست ماده در کوچک ترین حجم ممکن فشرده شدهاست.
برای این که بتوانم اتفاقاتی را که برای یک ستاره٬ از لحظه مرگ تا تبدیل شدن به یک سیاهچاله می افتد را توضیح دهم باید ابتدا اطلاعاتی درباره ابر نواختر ها را برایتان شرح دهم:
مدارک موجود از چندین مورد انفجار ستاره ای با روشنی زیاد حکایت می کند. افزایش درخشندگی در این موارد بیش از 10000مرتبه بیشتر از افزایش نور در نواختران معمولی است. اینها را ابر نواختران مینامند.(نواختر:گهگاه ستاره ای به ناگهان از تاریکی نسبی در می آید و روشنی بسیار می یابد و سپس اندک اندک به تاریکی باز میگردد. چنین ستاره ای نو اختر نامیده می شود. مطالعه طیف این ستارگان نشان می دهد که این ستاره پوسته بیرونی اش را می ترکاند.)
برگردیم سر اصل مطلب ٬ این افزایش فوق العاده روشنی ٬ که گاهی باعث می شود قدر ظاهری ابر نواختر به 19- نیز برسد٬در نتیجه انفجار فاجعه آمیزی در ستاره است که ضمن آن بخش بیرونی ستاره به فضا پرتاب می شود و باقی یا به یک ستاره نوترونی و یا به یک سیاهچاله تحول پیدا می کند.
پیش از آن که به بحث در این زنجیره رویداد ها بپردازیم لازم است به قضیه ای در باره حد ماکزیموم جرم اشاره شود که از مطالعات نظری ساختمان ستاره ها به دست آمده است.
قضیه:ستاره ای که به پایان عمر گرما-هسته ای خود نزدیک می شود اگر جرمش بیش از 2/1 برابر جرم خورشید باشد نمی تواند به کوتوله سفید (که سرنوشت معمول پایان عمر ستارگان عادی است) تحول یابد به بیان دیگر ستاره ای که جرمش بیش از2/1 برابر جرم خورشید باشد نمی تواند به شرایط تعادلی که در یک کوتوله ی سفید برقرار است دست یابد. این حد2/ 1 برابر جرم خورشید به حد چاندراشیکار موسوم است.به همین نحو حد مربوط به یک ستاره ی نوترونی 2/3 برابر جرم خورشید است.
اگر جرم هسته ی به جا مانده از انفجار ابر نواختری از حد 2/3 برابر جرم خورشید بیشتر باشد(که در مراجع مختلف این عدد متفاوت است) سر نوشت آن به صورت ستاره نوترونی رقم نمی خورد بلکه گرانش بر همه فشار های دیگر فائق می آید. رمبش کامل گرانشی تحقق می یابد و ستاره از افق رویداد خود فرا تر میرود و سیاهچاله می شود. دیگر هیچ چیز حتی تابش هم نمی تواند از چنگ آن بگریزد. برای هسته ای با جرم 3 برابر خورشید(در برخی مراجع 10 برابر جرم خورشید ذکر شده است) شعاع افق رویداد(شعاع شوارتز شیلد)9 کیلو متر است.
درک این مطلب که چگونه نور هم نمی تواند از چنگ سیاهچاله بگریزد کمی سخت است. در پایین این موضوع را به طور کامل شرح می دهم:
پیش از جواب دادن به این سوال ابتدا نظریه های نسبیت انیشتین – فیزیکدان معروف آلمانی – را به اختصار مرور می کنیم . انیشتین دو نظریه در نسبیت داشت که اولی را نسبیت خاص ودومی را نسبیت عام نامیده اند. نسبیت خاص مخصوص اجرامی است که در خلال حرکت سرعت آن ها ثابت می ماند. انیشتین با نظریه نسبیت خاص خود نشان داد که قوانین فیزیک نیوتن فقط در شرایط خاصی آن هم به طور تقریبی صحت دارند اما اگر اجسام با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت کنند دیگر نمی توان قوانین را در مورد آن ها به کاربرد.
جهان ما طوری طرح ریزی شده است که در سرعت های بالا از قوانین خاصی پیروی می کند که در زندگی روز مره قابل مشاهده نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کند زمان برای آن بسیار کند می گذرد و ابعاد جسم هم کوچک تر می شود . جرم جسمی که با سرعت بسیار زیادی حرکت میکند دیگر ثابت نیست بلکه افزایش می یابد اگر جسمی بتواند با سرعت نور حرکت کند زمان برایش متوقف می شود –طولش به صفر می رسد و جرمش بی نهایت می شود. انیشتین تقریبا 10سال پس از نسبیت خاص تئوری دوم خود را به نام نسبیت عام ارائه کرد. نسبیت عام برای حرکت هایی با سرعت متغیر یا به اصطلاح حرکت شتابدار ساخته شده است . نیوتن نیروی گرانش را نیرویی بین جرمی می دانست و معتقد بود که اجسام یکدیگر را با نیرویی به نام گرانش جذب می کنند اما انیشتین گرانش را خاصیتی از فضا می دانست.
طبق تئوری نسبیت عام انیشتین اجرام بر فضا و زمان اطراف خود تاثیر میگذارند . البته اجرام کوچک تاثیر بسیار بسیار اندکی بر فضای اطراف خود دارند ولی اجرام بسیار چگال مانند ستاره های بزرگ ستاره های نوترونی و سیاهچاله ها فضا و زمان اطراف خود را خم میکنند. طبق این نظریه هرچه فرد از مرکز جرم چگال دور تر شود زمان برایش آهسته تر خواهد گذشت.به عبارت ساده تر ٬ فرض کنید 4 نفر تکه پارچه ای را از چهار گوشه ی آن گرفته و میکشند. اگر ما فندق کوچکی را روی آن تکه پارچه بگذاریم هیچ اتفاقی برای پارچه نخواهد افتاد اما اگر یک وزنه پنج کیلویی را بر روی آن قرار دهیم چطور؟ مسلما پارچه شدیدا خم می شود. در فضا نیز چنین تکه هایی به شکل موزاییک وجود دارد(وجود فرضی نه مادی). اگر جسمی مثل زمین را برروی آن قرار دهیم هیچ اتفاقی برایش نمی افتد اما اگر جسمی فوق العاده پرجرم مثل سیاهچاله روی آن قرار بگیرد به ناگهانی خم می شود . به عبارت دیگر فضای اطراف سیاهچاله خم می شود .این موزاییک هایی که در باره آن ها صحبت میکردم هستند که مسیر مستقیم نور را تشکیل می دهند. یعنی مانند ریلی عمل می کنند که نور بر روی آن ها به حرکت در می آید. حال اگر این موزاییک ها خم شوند نور هم خم می شود. در سیاهچاله هم دقیقا همین اتفاق می افتد و نور مسیر خود را تغییر می دهد و به داخل سیاهچاله می رود(چون سیاهچاله فضای اطراف خود را خم کرده و به شکل قیف در آمده است.)
عکس یک سیاهچاله فرضی و موزاییک ها یی که راجع به آن صحبت کردیم.
این عکس به وضوح چگونگی خم شدن فضای اطراف یک سیاهچاله را نشان می دهد.
روشهای شناسایی سیاهچالهها
در بعد تئوری هیچ چیز نمیتواند از درون افق رویداد یک سیاهچاله به بیرون آن راه یابد. با این وجود سیاهچالهها را میتوان با مشاهده پدیدههای نزدیک آنها یا حلقهٔ تجمعی وعدسی گرانشی و فورانهای کهکشانی شناسایی کرد.
1.حلقههای تجمعی و فورانهای پر انرژی
حلقهٔ تجمعی بسیار داغ و چرخان پیرامون سیاهچاله که متشکل از مواد در حال سقوط به درون سیاهچالهاست آشکارترین نشانه برای شناسایی سیاهچالهها است. غلظت داخلی حلقه باعث میشود حلقه داغ شده و مقادیر زیادی پرتوی ایکس و تابش فرابنفش از خود ساطع کند. با این همه حلقههای تجمعی و فورانهای پرانرژی تنها به سیاهچالهها اختصاص ندارند بلکه در اطراف اجسام دیگری از قبیل ستارگان نوترونی نیز یافت میشوند.
2.عدسی گرانشی
جزو آن پدیدههایی است که پیدایش آن میتواند دلایل دیگری به جز وجود سیاهچالهها داشته باشد. یک عدسی گرانشی میتواند با خمیده کردن پرتوهای نور که در عدم حضور آن هرکدام به سویی میرفتند به سمت تلسکوپهای ما تصاویر چندگانهای از اجرام بسیار دور به ارمغان آورد.
3.آشکارسازی سیاهچالهها
یکی از راههای کشف سیاهچالهها استفاده از امواج گرانشی است که هنگام فروپاشی گسیل میدارند. هر جرم اختری از حیث شکل نامتقارن تششع ممکن است یک منبع قابل اکتشاف مشخص به وجود آورد. جوزف وبر از دانشگاه مریلند، پیش کسوت رشته تشعشع گرانشی، رویدادهای زیادی را کشف کردهاست که حاکی از ویرانی وسیع ماده در جهان، از راه فروپاشی گرانشی است. کارافزار او عبارت است از آنتنهای آلومینیومی، ابزاری که بهوسیله سیمهایی در داخل اتاقهای حفاظ داری آویزانند. این کار افزار او قادر به کشف سیاهچاله است، اما متاسفانه این کار را نمیتواند به دقت انجام دهد.


